من کیستم؟
اسم من فاطمه هست و نام خانوادگیم هم فکر کنم نیاز به گفتن نباشه آخه” دات نقاش زاده” (fatima.naqashzade.ir)
ملیتم ایرانیست و اصلیتم یزدی
یزدی که دوستش دارم و با گرمای زیاد و سرمای زیادی که هر دو مغز استخوان را میسوزانند.
ماه مهر متولد شده ام درست در اخرین روز و البته فردای آن (البته ۲۵ سال بعد) دخترم.
آشپزی و شیرینی پزی را دوست دارم خیلی زیاد و حالا هم که به لطف خدا شریکی دارم که در همه کارهایم پیشقدم است دخترم را میگویم.
همسرم سیدی است کازرونی نام. شغل آزاد دارد و کسب و کارش بحمد الله خوب است.
دخترم عروسکی سیده ملیکا نام است که هدیه خدا میدانمش و نمیدانم که هدیه چگونه میشود امانت باشد؟ خداست دیگر لابد میشود که میدهد.
هردو شان را بسیار دوست دارم خدا میداند!
مادرم: زنیست که بسیار دوستش دارم شاید فراتر از هر چیز و نویسنده وبلاگیست به نام حلاوت و به شیرینی خودش و سادگیش و به زیبایی مادر بودنش آهنگ فیلم میم مثل مادر را برایش ریخته ام روی موبایل که شده زنگ شخصی من روی موبایلش و میگوید برای همین است که دیر به تماس من جواب میدهد چون دوست دارد به این آهنگ گوش کند
مادر…
کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مث بچگی هام لالایی هاتو دوست دارم
سادگی ها تو دوست دارم، خستگی ها تو دوست دارم
چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم
.
.
دنیا اگه خوب، اگه بد …… ، با تو برام دیدنیه
.
.
پدرم: یک مرد بزرگ است خیلی بزرگ قلبم را که تقسیم میکردم او جای بیشتری داشت هنوز هم دارد اما یک مرد بزرگ را در یک قلب کوچک چگونه جا داده ام! باید سفارش بدهم به خدا قلب بزرگتری برایم بفرستد قبلی به اندازه همه پدریش و به اندازه مهربانیش و به اندازه مردانگیش به اندازه همه سخاوتش و به اندازه همه بزرگ بودنش فکر کنم اینها میشود خیلی؛ خدای خوبم قلبی به همین بزرگی میخواهم ممنون
خواهرها و برادرم:
اولی سلاله است. متولد ۱۳۵۷، فرزند اول خانواده و سال ۵۷ . سنگ صبور است و پناهی مطمئن. خواهر بزرگ است اهل فکر است و عمل. الان او هم هدیه ای دارد امانت خدا که نامش را علی گذاشته اند ۱۸ شهریور به دنیا آمده و هنوز شیطنتهاش تو صندوقچه، تازه داره راه میوفته. همسرش هم نام با همسرم و از اینرو داماد اول را مجید آقا و دومی را آقا مجید صدا میزنیم تا اشتباه نشود. او هم وبلاگ دارد روی همان “نقاش زاده دات آی آر” و علی نیز.
بعد از او برادرم صادق هست متولد سال ۱۳۵۹ یک سال تفاوت داریم. برادر است، مرد است، پشتیبان است، بر خلاف اکثر مردها که که احتمالاً بلد نیستند او به خوبی میداند و احساسش را بیان میکند. رو راست و صادق است کسی را که دوست دارد به او میگوید و گرنه نه! اگر بگوید دوست دارد یکی را مطمئن باشید که همینجور است اهل تعارف نیست و دوست داشتنش هم زورکی نیست. او هم مدت زیادی نیست ازدواج کرده و همسرش مریم، ساده است و بی ریا.
دست آخر هم خواهرم فرشته است. خواهر کوچکتر با دلی بزرگ، لطیف، زلال و صاف و سر شار از حس خوب بودن. او و پسرش هم اهل وبلاگند. طبع شاعری هم دارد همسرش علیرضاست که علی آقا صدایش میکنیم و اما هدیه ای که امانت خدا نزد اوست محمد صدراست. متولد ۶ مهر. پسرکی بازیگوش و پرانرژی گویی خواب و خوراک ندارد هروقت بیدار ببینیش در حال جنب و جوش است.
آری این منم و این خانواده من همگی در دربند نقاش زاده ها هستیم خانه های مجازیمان را روی “naqashzade.ir” ببینید.


یک نظر بگذارید