مکتوب

1030paolo.jpg

او احساس میکند که باید خود را از شر اسکناس خلاص کند. در همان لحظه ژنده‌پوشی را در کنار پیاده‌رو میبیند. بی‌درنگ اسکناس را به گدا میدهد و احساس میکند تعادل را به اشیاء بازگردانده است.

ژنده‌پوش میگوید: «صبر کنید من صدقه‌بگیر نیستم. من شاعرم و میخواهم درعوض شعری برایتان بخوانم.»

نویسنده میگوید:‌ «بسیار خوب، اما بهتر است زیاد طولانی نباشد. من عجله دارم.»

ژنده‌پوش میگوید:«اگر هنوز زنده‌ای دلیلش این است که هنوز به جایی که باید باشی نرسیده‌ای.»

۴ نظر برای این مطلب

  1. سلام
    مرسی که منو لینک کردید .
    منم به رسم این کار رو کردم .

  2. ژنده‌پوش میگوید:«اگر هنوز زنده‌ای دلیلش این است که هنوز به جایی که باید باشی نرسیده‌ای.»
    یا به عبارتی «وقتی زمان مرگت فرا رسد مطمئنا خواهی مرد»

    این رو یه جایی خونده بودم ولی یادم نیست کجا.
    کاش منبع دقیقشو هم مینوشتین.

    موفق باشین.

  3. منیره جان اگه دقت کرده بودی میدیدی که منبع دقیق اون هم ذکر شده:
    نام کتاب: مکتوب نویسنده: پائولو کوئیلو
    (فقط نام مترجمش یادم نیست.)

  4. اونم عکس آقای پائولو کوئیلو است.

یک نظر بگذارید