باترانه… بیترانه
دیروز: باز باران با ترانه، با گهر های فراوان، میخورد بر بام خانه؛ …
امروز: باز باران بیترانه، باز باران با تمام بیکسیهای شبانه، میخورد بر مرد تنها، میچکد بر فرش خانه؛ با صدای چک چک غم، باز ماتم؛ من به پشت شیشه تنهایی افتاده. من نمیدانم کجای قطرههای بیکسی زیباست!!! من نمیفهمم! چرا مردم نمیفهمند آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد کجای ذلتش زیباست؟


کجای ذلتش زیباست؟
کم پ
کجای ذلتش زیباست؟
کم پیدا شدینا، کجایین؟؟
(نظر قبلی خود به خودی فرستاده شد)
اما تا بفهمم ذلت او ذلت من و عزت او عزت من است………………….. هنوز فاصله است.
دلم غصش شد