همه آرزویم امّا …
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید.
هوس سفر نداری
زغبار این بیابان؟
همه آرزویم امّا …
چکنم که بسته پایم
این تکه شعر رو چند سال پیش وقتی سلاله خواهر خوبم تو دانشگاه صنعتی اصفهان درس میخون توی یه نامه واسم فرستاد. عجیب به دلم نشسته و هنوز هم با خودم زمزمه اش میکنم.
راستی اینو هم بگم که من هنوزم تمام نامه هایی رو که سلاله برام فرستاده رو نگه داشتم.


منم
ممنون خواهرهای خوبم! چقدر باوفایید