چه کیفی دارد …

ای کاش هنوز بچه بودیم.

یاد اون روزایی که با صادق توی حیاط خونه با هم ماشین بازی میکردیم به خیر. بیشتر یه کلید ورمی‌داشتیم، پشت سر من وامستاد وانگار که بخواد ماشین روشن کنه کلید رو روی پشت من می‌چرخوند و اونوقت من که مثلا ماشین بودم و روشن شده بودم دور حیاط می‌دویدم و اون هم دنبالم یا اینکه منو سوار فرغون می‌کرد و دور حیاط می‌چرخوندم.

یاد اون وقتایی که توی کوچه دوچرخه سواری می‌کردیم. می‌دونستم که هیچکی جرأت نمی‌کنه بهم چپ نگاه کنه تا وقتی که اون کنارم باشه.کیف می‌کردم از غیرت مردانه‌اش و هنوز هم …
بزرگتر شدیم و باخودم فکر می‌کنم هنوز …

چه کیفی دارد بدانی یک مرد حمایتت کند.

۵ نظر برای این مطلب

  1. خیلی احساس خوبیه. اما نباید این احساس استقلال آدم رو ازش بگیره. من فکر می کنم ما معمولا خیلی خودمون رو وابسته می کنیم.

  2. خاطرات خوش چه دلپذیرند ادم دوستشون داره ولی ورای یادآوری خاطرات حقیقتی بلند نهفته است:« دنیا با چه سرعتی می گذرد،‌قدر لحظاتتون رو بدونید». گویا همین دیروز بود..

  3. یاد باد آن روزگاران؛ یاد باد….
    ولی هر زمانی خشی خودش را داره

  4. خانم کجایی؟ مسافرت خوش بگذره….با نی نی گلابیت.

  5. آره ولی من باهات موافقم.
    زن احتیاج به پشتیبان داره تا با خیال راحت به ساختن بپردازد. ساختن جانم….

یک نظر بگذارید