چرا مگن چرا؟
من دوست دارم بازی کنم، بدی کنم، شیطون باشم، بلا یاشم، دختر ناقلا باشم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم تو خیابون ورجه کنم، وورجه کنم، با دخترم بازی کنم یا بدوم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم تو خیابون یا بیابون یا هر جایی رو برگ خشک پا بذارم، خشخش کنم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم که کیفمو بچرخونم و پرتش کنم رو به هوا، یا بگیرم یا نگیرم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم با دخترم بچه باشم، کوچیک باشم، بزرگ نشم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم جیغ بزنم، داد بزنم، خندهی قهقه بکنم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم تو خیابون بستنی یخمک بخرم، زبونمو در بیام، کمی بهش لیس بزنم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم پارک میرم الاکلنگ سوار بشم، تاب سرسره، چرخ و فلک سوار بشم. چرا مگن چرا؟
من دوست دارم چیز بخرم،کتابای رنگ و وارنگ، عروسکای جورواجور، اسباب بازیهای قشنگ. خلاصه که من دوس دارم کلی آت آشغال بخرم. چرا مگن چرا؟


وای……………………………
منم خَشُمه
همه خششونه ولی نمیدونم چرا یه سری باید نبایدهای بیخود واسه خودمون درست می کنیم که بعدش همه میگن چرا؟!!!!!!
چرا شماها هیچکدومتون از چرا مگن چراهاتون را ننوشتت؟ یعنی واقعا به این چیزا فکر نمکند؟ واقعا؟