حواس پرت
امروز صبح طبق معمول ناهار را آمده کردم و چون باید یه آمپول هم میزدم نیم ساعتی هم زودتر از خونه زدم بیرون وقتی رسیدم محل کارم به هوای همیشه کارت کشیدم که چشمام چارتا شد:
… بیق بیق …
… ۰۰۷ …
… OK …
… 5:58 …
با خودم گفتم اَه دوباره این دستگاه خرابه چقه همش این دستگاه جلو عقب مشه.
خب ظاهراً از دیشب ساعتها رو یه ساعت کشیدن عقب و بنده از اونجایی که هوش و حواسم رفته هوا اصلاً یادم نبود که قراره چنین اتفاقی بیفته!
اینه که میگم هوش و حواسم رفته آسمون!
——————————————————————————————–
حواس پرت به روایت مترجم گوگل:
This morning the usual lunch and when I have time I’d mates ahead of half time knocked out when I reached home, my workplace air, which always drew the card was in my eyes Charta:
Byq Byq … …
… 007 …
… OK …
5:58 … …
I told myself, oh how it all again, this ruins the device behind the device s front.
Well apparently for hours last night so I now I pull back and aware of the intelligence and went there where the air was not even going to remember this happen!
Thing I say is aware intelligence and the sky is gone!


حواس پرت، حواس پرت….
ترجمه گوگل رو هاهاهاهاهاهاها
…..the sky is gone
هاهاهاهاها
منم امروز صبح یه سر خونه مامانیا اونجا که رسیدم و رفتم تو اومدم چادرم رو بذارم زمین یهو دیدم وااااااااااااااای، دوتا روپوش تن کردم.
آهان تازه فهمیدم چرا امروز یه جوریه که بدنم راحت نیست….
سلامممممممم
هههههههههههههه
بیق بیق مشترک ممورد نظر خواب می باشد
من که از خدا واسته منتظر بودم اول مهر بشه تا یه ساعت دیر تر برم سرکار هههههههههه
اونوقت شما ساعت پنج اونجا چیکار می کردی ههههههههه
من چند روز پیش خورشت به و آلو پختم موقع خوردن دیدم آلو نریختم توش ههههههههههههه