در تاریخ ۱۳ / ۰۹ / ۱۳۸۶ بوسیله فاطمه
به کعبه گفتم: تو از خاکی، من از خاک؛ چرا باید به دور تو بگردم؟ ندا آمد: تو با پا آمدی باید بگردی!! برو با دل بیا تا من بگردم. امروز دایی و عیال مربوطه راهی سرزمین وحی شدند. خوش به حالشون. منم دلم تنگه، منم میخوام برم، راستی میدونستید که اگه الان برای حج [...]
در تاریخ ۱۲ / ۰۹ / ۱۳۸۶ بوسیله فاطمه
فردا یه روز دیگه از روزهای خوب خداست. واییییییییییییییییی!! آشوب تو دِلُمَه . یعنی فردا چِطُو مِشَه؟ امیدوارم هرچی خیره پیش بیاد. دعا کنید.
در تاریخ ۱۲ / ۰۹ / ۱۳۸۶ بوسیله فاطمه
این برای مامانی جان: http://www.ghadeer.org/index.html اینم برای خاله جان فرشته: از منیره عزیزهم ممنونم که مرتب بهم سر میزنه
در تاریخ ۱۰ / ۰۹ / ۱۳۸۶ بوسیله فاطمه
اَه. اصلاً به من چه ربطی داره؟ من نه سر پیازم نه ته پیاز. من چکارهام؟ حالم داره بد میشه، چقه دغل و دورویی. اونم از کسایی که … خسته ام از این دنیای به ظاهر زیبا از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا اند خسته ام از دوری , [...]
در تاریخ ۱۰ / ۰۹ / ۱۳۸۶ بوسیله فاطمه
مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من [...]