هی آقا کوچولو

امشب ساعت حدودای ساعت ۹:۳۰ یه نی‌نی دیگه به جمعمون اضافه شد.کازرونی پانزدهم به جمعمون خوش اومدی. با آرزوی بهترین‌ها برای تو در کنار مامان و بابای خوبت. به مامان و بابای این نورسیده هم تبریک میگم انشاالله که قدمش پرخیر و برکت باشه. راستی آقا مجید ما هم برای اولین بار عمو شدن، یه [...]

مادر شدن

وقتی هوش اومدم و آوردنم بالا به مامان گفتم زنگ بزنن بچه‌م رو بیارن، دو-سه باری زنگ زدن اما خبری نشد خودم زنگ زدم گفتم نقاش‌زاده هستم چند بار زنگ زدیم چرا بچه‌م رو نمیارید؟ گفت الان میاریمش و چند دقیقه بعد علیمحمد پیشم بود. وقتی آوردنش پرستار پرسید بچه اولته؟ گفتم نه یکی دیگه [...]

عاشقانه‌های ۳۵ ساله

***************** روز زن بر هر زن، خواهر‌زن، برادر‌زن، پدرزن، مادرزن، سوزن‌زن، آمپول‌زن، پنبه‌زن، بیل‌زن، زیرآب‌زن و بقیه زنها مبارک ***************** پ‌ن: پارسال که حس و حال داشتم و شخ و سفت بودم کیک رنگین‌کمون هم درست کردم اما امسال حس و حال داشتم ولی چون چغاله بادوم داشتم نتونستم.

دستت را که به آسمان برده‌ای بالا بیا بگذار روی سرم، از خنکای آرامشت آرام میگیرم، سایه‌ات دیگر سنگین نیست؛ چقدر فرق کرده‌ای از دیروز …

آدمیزاد است دیگر …

آدمیزاد است دیگر گاهی وقتها دلش خش میشود بخاطر داشتن چیزهای ناخش

منت خدای را …

حواس پرت

امروز صبح طبق معمول ناهار را آمده کردم و چون باید یه آمپول هم میزدم نیم ساعتی هم زودتر از خونه زدم بیرون وقتی رسیدم محل کارم به هوای همیشه کارت کشیدم که چشمام چارتا شد: … بیق بیق … … ۰۰۷ … … OK … … 5:58 … با خودم گفتم اَه دوباره این [...]

بهترین عید فطر

چهار سال پیش تو یه همچین روزی واسه اولین بار تو رو در آغوش کشیدم و بخاطر داشتنت خدا رو شکر کردم؛ کوثر کوچک من و خیر کثیر زندگی من، دخترم. حالا این روزها سعی میکنم تو را اینجور صدا بزنم: سیده ملیکا، سیده خانم، سادات خانم، گاهی هم از سر غفلت ملیکا و ملیکا [...]

علی خان تولدت مبارک

خب و سرانجام به یک سالگی علی نزدیک شدیم و از اونجایی که شیطونه منو ول نمیکنه (شایدم من اونو ول نمیکنم-قضیه پوستین-) بنده شدم قناد سیار و کیکیدم واسه علی خان

کیک رنگین کمان

قبلا یکی کیک درست کرده بودم اگه یادتون باشه واسه روز مادر و روشو به شکل رنگین کمان خامه زده بودم حالا رنگین کمان و فرو کردم تو کیک: